این کار بانک تکراری شده دیگه خاطره ساز نیست![]()
فقط یه چیز باحال برات تعریف کنم از وقتی چت ویندوز راه افتاده همه رو بی ایمان کرده البته من نشدما ![]()
آقای دادی زاده خیلی آدم ساده و روراستی یه مدت با بهجت چت می کنن بهجت برام میگفت چیا بهم میگن منم به تو گفتم حتمآ
دیروز دادی زاده رفت تهران ایران چک بیاره خانم مصلی نژاد همش به بهجت میگفت دیگه تنها شدی دادی جونت رفت تهران تورو نبرد
بعد عصرش بهجت میاد به مصلی اس ام اس بده که اشتباهی واسه دادی میفرسته ![]()
حالا اس ام اس این بوده: امروز خیلی حرفها باهات داشتم ولی سرت شلوغ بود نتونستم باهات حرف بزنم داری میری مواظب خودت باش ![]()
میخواسته اینو بفرسته واسه ندا بهش بگه که اینو واسه دادی فرستادم و براش کلاس بزاره ولی اشتباه واسه دادی میفرسته حساب کن چه حالی داشته ![]()
دادی زاده انگار همون موقع تو فرودگاه بوده زنشم کنارش بود و فهمیده همون موقع زنگ میزنه به بهجت و هر چی از دهنش در میاد بهش میگه و میگه تو شوهر داری زشته این کار ![]()
بهجت گفت من داشتم میمردم نمیدونستم چی بهش بگم شوهر بهجت هم کنارش بوده فهمیده خانمش چیکار کرده
(اگه تو بودی منو چیکار میکردی ؟
)
خلاصه امروز حالش گرفته بود تفلک.. تصمیم گرفت زنگ بزنه به زن دادی وقتی زنگ زد خانم دادی زاده یه جوری حرف زده بود انگار که اصلا از هیچی خبر نداره اینم بیشتر ضایع شده بود ![]()
نمیدونم دادی برگرده چه جوری میخواد نگاش کنه من اگه بودم از کارم استعفا میدادم ![]()
