Archive for می, 2009

بازهم تنهايي

می 27, 2009

دارم خونه رو براي ورودت آماده ميكنم…..
شهر دلمو برات چراغوني كردم …..
جلوي پات فرش قرمز انداختم…..
تمام خونه رو پر بادكنكاي قرمز و زرد و آبي كردم…
ميخوام يه جشن دونفر فراموش نشدني بگيرم كه تمام خستگيهاي اين چند وقت از تنت در بياد.
لحظه به لحظه دلم تاپ و توپش بيشتر ميشه انگار واسه بار اول ميخوام ببينمت .
لحظه ديدار نزديك است
باز من ديوانه ام مستم
باز ميلرزد دلم دستم
باز گويي در جهان ديگري هستم
….كاشكي زود تموم شه اين فاصله ها….

تنهايي سخته برگرد!

می 25, 2009

جونم برات بگه الان 2 روزه صبح خواب ميمونم گفتي من ميرم شبا زود بخواب اصلا بهم نمياد چون ديگه دلم نميخواد پاشم واسه همين خواب ميمونم D:
امروزم ساعت 6:30 زنگ زدي از خواب بيدارم كردي فداي ان صدات شم كه دلم يه ذره شده براش دوست دارم هميشه صدات تو گوشم باشه
دوست دارمم دلم تنگ شده علي زود برگرد

چهارشنبه 30/02/1388

می 20, 2009

به ياد آرزوهايم سكوتي ميكنم بالاتر از فرياد

از جمعه كه رفتي 3 بار خوابتو ديدم .بار اول زنگ زدي بهم داشتي تعريف ميكردي كه انجا باهاتون چكار ميكنن شنيدن صدات منو خيلي آروم كرد.
بار دوم خواب ديدم آمدي پيشم نشستي دستتو انداختي دور كمرم آن دستمم گذاشتي تو دستت . با اين خوابام بيشتر دلم تنگ ميشد و بيشتر دوست داشتم پيشم بودي از نزيك بغلم ميكردي.
يكشنبه زنگ زدي شايد 4 دقيقه هم نشد ولي همين كلي دلتنگيمو كم كرد و شبا راحتر خوابيدم.
بار سوم خواب خوبي نديدم بدجنس شده بودي
خواب ديدم يه جا قرار گذاشته بوديم كه باهم بريم دربند من تو راه بودم بهت زنگ زدم كه زود بيا تو گفتي من . منم ناراحت و افسرده كه تو ديگه دوسم نداري نميدونستم بايد كجا برم خيلي دنيا برام وحشتناك شده بود . احساس ميكردم تنها شدم آدما دارن بهم حمله ميكنن يه وقت تو بيداري منو تنها نذاري بري كه تنهاهيش صدبرابر ترسناكتر از خوابي كه ديدم.

خدا ميخوام ببينمش بهم نگو نميشه

خداحافظ

می 9, 2009

سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دلهای خسته

تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا

به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه… .

raftaneet1

مدیر سیستم WebMin system

می 8, 2009
مقدمه ای بر webmin:

webmin یک رابط گرافیکی وب بیس برای مدیریت سیستم های یونیکس unix است.webmin1 به وسیله ی این نرم افزار و یک مرورگر وب میتوانیم عملیات دشواری مانند مدیریت user ها، نصب وب سرور Apache، راه اندازی DNS server، راه اندازی File Sharing و … را به راحتی تحت یک محیط گرافیکی انجام دهیم.

webmin نیاز به کانفیگ دستی سیستم های unix را از بین میبرد و شما اجازه میدهد به راحتی سیستم را به صورت local یا remote کنترل کنید. این برنامه روند مدیریت سیستم های Linux و Unix را ساده میکند. به طور معمول باید فایل های پیکربندی  (Configuration Files) را به طور دستی ویرایش کنید و برای انجام عملیاتی مانند ایجاد اکانت های کاربری (User Accounts)، برپا کردن وب سرورها و  یا Mail Forwarding نیاز به استفاده از کامندها دارید. اکنون webmin به شما اجازه میدهد این عملیات را با استفاده از یک اینترفیس ساده و کاربردی تحت وب انجام دهید و نرم افزار به صورت خودکار فایل های پیکربندی را آپدیت کرده و شما را از انجام این کارهای کسل کننده و دشوار آسوده میکند. این نرم افزار مدیریت سیستم را بسیار آسان خواهد کرد.

webmin3

(دنباله…)

دلتنگی

می 6, 2009

دیگه میخوای بری، هیچ جوری نمیتونم باهاش کنار بیام فکرشم نمیکردم اینهمه مدت ازم دور شی. شاید یه امتحانه ببینیم میتونیم در نبود هم باز عاشق هم باشیم و دلامون فقط واسه هم بتپه.
امیدوارم بتونم در نبودت با خاطراتت زندگی کنم و غصه نداشتنتو نخورم
حاضرم شبا تا صبح بیدار میموندم ولی هیچ وقت ازم دور نمیشدی دوست داشتم بودی و نمیذاشتی بخوابم و وقتی خواب میرفتم چت نمیکردیم باهام قهر میشدی .
آخه این چه مصیبتی بود که امد سراغمون
سعی میکنم یعنی قول میدم تو این مدت غصه نخورم که چرا پیشم نیستی همش میگم این دوری یعنی فاصلمون داره کم میشه پس خوشحال باش ،دلم تنگ شد میرم با عکسات حرف میزنم ولی وقتی بهت احتیاج دارم که کنارم باشی و دلداریم بدی کی میخواد جای تورو پر کنه برام؟:((